محمد مهدى ملايرى
54
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
سپس با اشاره به دوران آبادى آنجا كه پس از اسلام شروع شده مىنويسد : « در اين دوران باز ما اثر ايرانيان را در آبادانى و رونق بازرگانى آنجا مىبينيم و مىبينيم كه چگونه تاريخ تكرار مىشود . گويى يك جاذبهء نهانى آنان را به اقامت در جده مىكشاند ، شايد اين جاذبه اعتدال هوا و مساعد بودن وضع آنجا براى بازرگانى باشد . و سپس مىافزايد ، ساكنان ايرانى جده در طى قرنها اقامت در آنجا به ساختن خانهها و مهمانسراهاى مجلل پرداختند و به انواع بازرگانىها دست زدند و اين شهر را رونق بخشيدند . و با آثار خوبى كه از آنان در زندگى اجتماعى و عملى اين شهر چه در روزگار قديم و چه در دوران جديد باقى مانده نام نيكى از خود به جاى گذاشتهاند « 1 » . اين آبادى و شكوفايى مجدد جده را در آثار مؤلفان قرنهاى سوم و چهارم اسلامى هم مىتوان ديد . ابو زيد احمد بن سهل بلخى مؤلف كتاب « ذكر المسافات و الاقاليم » ( در گذشته به سال 322 ه . ق . ) جده را در زمان خودش چنين وصف كرده است : « جده داراى تجارت و ثروت بسيار است و در حجاز پس از مكه جايى كه ثروت و تجارت بيش از اينجا داشته باشد نيست . پايه و ركن بازرگانى آنجا ايرانيانند » « 2 » . استخرى هم از جده وصفى شبيه وصف ابو زيد كرده « 3 » ، ولى ابن حوقل كه كتاب خود را مدتى نزديك به بيست و هفت يا سى سال پس از استخرى نوشته همهء آنچه را ابو زيد و استخرى ذكر كردهاند به گونهاى كه حكايت از گذشته دارد آورده ، و دربارهء ايرانيان آنجا هم نوشته است كه بازرگانى آنجا قايم به ايرانيان بود و چون ابن جعفر الحسنى در آنجا اقامت گزيد بازرگانان پراكنده شدند و حال اين شهر روى به ادبار نهاد « 4 » . ظاهرا فتنهء ابن جعفر زياد طول نكشيده ، چه چند سال پس از اين تاريخ كه مقدسى جده را ديده آنجا را آباد و پرجمعيت و مردم آنجا را اهل بازرگانى و توانگر يافته و
--> ( 1 ) . تاريخ مدينة جده ، ص 26 . ( 2 ) . به نقل از نسخهء خطى از كتاب « ذكر المسافات و الاقاليم » ابو زيد احمد بن سهل در كتابخانهء عارف حكمت در مدينهء منوره . ( 3 ) . مسالك الممالك ، ص 19 . ( 4 ) . صورة الارض ، ص 39 .